چالش اصلی ما در حوزه دریا گرفتار شدن در روزمرگی است

۱۳۹۸/۳/۲۹ چهارشنبه
(0)
(0)
چالش اصلی ما در حوزه دریا گرفتار شدن در روزمرگی است
چالش اصلی ما در حوزه دریا گرفتار شدن در روزمرگی است

 

جناب آقای مهندس حروفی در ابتدا بفرمایید چگونه شد که وارد حوزه دریا شدید و به قول دریایی‌ها دل به دریا زدید؟

علاقه قطعی و شدید بنده حوزه مکانیک و حوزه الکترونیک بود. در دنیای امروز بحث تجمیع علایق و تخصص‌ها یک امر تعریف‌شده و جاافتاده است و رشته‌های زیادی تحت عنوان «بین‌رشته‌ای» ایجادشده‌اند و حتی رشته‌های بسیار خاصی که تمرکز آن انجام یک کار مشخص در جامعه است به وجود آمده‌اند (مثل هتل داری، جرم‌شناسی، مطالعات نژاد خاصی از انسان‌ها و ...) ولیکن در 20 سال گذشته مفاهیم به این شکل مطرح نبودند و نهایتاً چیزی به نام مهندسی پزشکی وجود داشت و یا رشته‌های مهندسی صنایع تازه جان گرفته بودند.

در چنین وضعیتی وجود رشته‌ای که در آن زمان «کشتی‌سازی» نام داشت از موارد استثناء بود، آن‌هم وجود این رشته در دانشگاه صنعتی شریف که مزیت بسیار خوبی برای آن ایجاد می‏کرد. حقیقت امر این است که رشته «هوافضا» نیز همین خاصیت را داشت و خاطرم هست که این رشته در دانشگاه امیرکبیر نیز انتخاب بعدی بنده بود. اصولاً چالش با سیال یک چالش عمیق ایجاد می‏کند که نیازمند داشتن یک آگاهی جامع‌الاطراف است.

لذا شاید بتوان گفت که به دلیل بلندپروازی آن دوران سنی بنده تعامل با سیال را انتخاب کردم، کاری که واقعاً در آن دوران مبارز می‏طلبید و این وقتی بیشتر جلوه می‏کند که به خاطر بیاوریم دستگاه‌های کامپیوتری زمان ما (در دوران قبل از دانشگاه) اکثراً مبتنی بر سیستم‌عامل DOS بود، حجم ذخیره اطلاعات محدود به یک فلاپی دیسک 1.44 مگابایت بود و اینترنتی وجود نداشت.

 

به نظر جنابعالی مزیت‌ها و فرصت‌های کشور در حوزه دریا کدم‌اند؟ آیا ما از مزیت‌های اقتصادی صنعت دریا بهره‌مند بوده‌ایم؟

ما دارای یک مغازه دو نبش در بهترین جای بازار هستیم ولی تقریباً کاری در این مغازه نمی‏کنیم، نهایتاً یک خرده‌فروشی محدود راه انداخته‌ایم و به یک حداقل منفعتی راضی شده‌ایم.

فرصت‌های اصلی ما در دریا شامل فرصت‌های تجارت و ایجاد هاب‌های دریای، ترانزیت کالا، نفت و گاز دریایی، غذاهای دریایی، توریسم دریا پایه و صادرات خدمات فنی و مهندسی است و در مقایسه با کشورهای منطقه از پتانسیل بالاتری برای توسعه این حوزه‌ها برخوردار بوده‌ایم، ولیکن عملاً در هیچ‌کدام از این حوزه‌ها پیشتاز نیستیم و در حال حاضر مشاهده می‏شود که مرکز تحولات دریایی به جنوب خلیج‌فارس انتقال یافته است و بنادر و مراکز صنعتی دریایی ما در شمال خلیج‌فارس از بهره‏وری کافی در مقابل ایشان برخوردار نیستند که البته رسیدن به ریشه‌های مشکل بحث مفصلی را طلب می‏نماید.

با توجه به پیشینه و قدمت حضور ایرانیان در دریا، آیا ما توانسته‌ایم به اندازه پیشینه تاریخی‌مان، حضور فیزیکی و ملموس در دریا داشته باشیم؟

یکی از نکات مهم در همین بررسی تاریخی مشهود است. به نظر می‏رسد که کشورهای همسایه ما در چند دهه قبل، توان چندانی در حوزه دریایی نداشته‌اند و این وضعیت با غفلت ما به‌مرور تغییریافته است. به‌عنوان مثال می‌توان از نابودی ناوگان دریایی عراق در مقابل ناوگان دریایی ایران ظرف مدت کوتاهی یاد نمود ولیکن به نظر می‏رسد که کشورهای منطقه، عمدتاً با ایجاد شراکت‌های منطقی با کشورهای دیگر، خلأ و عقب‌ماندگی خود را نسبت به کشور ما جبران کرده‌اند.

چالش‌های کنونی ما در حوزه صنایع دریایی چیست؟ جنابعالی چه راهکارهایی پیشنهاد می‌کنید؟

این سؤال واقعاً یک سؤال دینامیک است و هر چند سال یک‌بار پاسخ آن را باید تجدید نمود. از نظر بنده چالش اصلی ما در حال حاضر گرفتار شدن در روزمرگی است. زمانی که به‌طور دائم با مشکلات جاری دست‌وپنجه نرم می‌کنی دیگر جایی برای فکر کردن به توسعه باقی نمی‌ماند.

اما اگر بخواهیم از این چالش روزمرگی صرف‌نظر کنیم و فرض کنیم که این متغیر محیطی به‌نوعی مدیریت خواهد شد، بحث بعدی ما و چالش رتبه دوم ما عدم اولویت‌دهی جدی به خلق ثروت از طریق دریا در تفکرات متولیان اصلی کشور است که آن‌هم خود زاده چند علت دیگر است و در اینجا سعی می‌کنم تا برخی را فهرست کنم:

       آن تفکری که ما داشتیم و فکر می‌کردیم باید در پر چالش‌ترین مسئله روز وارد شویم ناشی از این حس و شور بود که می‌گفت:

گر تخت نهی ما را بر سینه دریا نه - ور دار زنی ما را بر گنبد اعظم زن

گر صادق صدیقی در غار سعادت رو - گر مرد مسلمانی بر ملک مسلم زن

 

ولی گویا این روش و منش تابعین زیادی ندارد و متأسفانه سیستم ما عادت کرده است به این امر که از کوتاه‌ترین راه ممکن به یک نتیجه حداقلی برسد و پس از آن نیز همه را انذار نماید که به سروشکل این روش دست نزنید که همین حداقل هم از بین می‌رود!

حال چرا این‌طور شده‌ایم، بحث‌های روانشناسی و جامعه‌شناسی زیادی هم دارد که در صلاحیت بنده نیست ولیکن می‌توان این حداقل را گفت که بزرگان قوم باید چاره‌ای برای آن بنمایند.

          چندین سال متوالی است که در شعارهای سال، بر این امر تأکید می‏شود و قرار است تا برنامه‏ریزی‏های ملی با ترجیح منافع بلندمدت بر کوتاه‌مدت و تأکید بر تولید ارزش واقعی و بر اساس افق 1404 صورت پذیرد ولیکن واقعاً چند حکم در احکام برنامه‌های پنج‌ساله و قوانین بودجه‌های سنواتی وجود دارد که یک برنامه پیوسته 20 ساله را دنبال نماید؟ در حوزه صنایع دریایی کشور که بنده چنین حکمی را سراغ ندارم!

          متأسفانه متولیان امر نسخه مطلوبی برای حوزه دریایی و اقتصاد ارائه نمی‏دهند. یا سیستم را به سمت یک اقتصاد کوپنی و کم بازده می‏برند و یا چنان ندای اقتصاد آزاد سر می‏دهند که عملاً همه‌چیز را به دست تجار میسپارند و نتیجه‏ای جز اولویت منافع کوتاه‌مدت حاصل نمی‏شود. اتفاقاً راه درست، چیزی در میانه این‌هاست، ولیکن نگه‌داشتن حد وسط و حد تعادل همیشه کار سختی است و تنها یک سیستم دقیق تولی گری می‏تواند ضمن فرار از تمامیت‏خواهی به نحوی با سایر ذی‏نفعان تعامل و تقسیم کار نماید که از همه توان جامعه در فرآیند توسعه استفاده گردد.

 

اگر خواسته باشید یک دستاورد ماندگار و یا پیشرفت چشم‌گیر در حوزه دریا را نام ببرید، آن دستاورد ازنظر جنابعالی چیست؟

 از نظر بنده یک دستاورد مهم ما ایجاد شرکت‌های پیمانکاری حوزه صنایع فراساحل هستند. با اعتمادی که به ایشان شد کارهای بزرگی توسط ایشان انجام شد.

در این فرآیند عملاً یک فرآیند صنعتی منطبق مبانی علمی توسعه آغاز شد، یعنی یک بازار محرک با مزیت نسبی مناسب در کشور مورد توجه قرار گرفت (نفت و گاز فراساحلی) و تلاش شد تا همه چیز حول این محرک تعریف و تکمیل شود. اگر در ادامه کار تأمین مالی درستی انجام می‏شد، تداوم مسیر کاری ایشان می‌توانست ما را در تولید انواع تجهیزات دریایی و تصاحب دانش روز دریایی سرآمد کند. به‌واسطه این حرکت، دانشگاه، محققین و شرکت‌های مشاور ما نیز می‏توانستند تحرک علمی و معنی‌داری ایجاد نمایند و مدیران ممتازی نیز در این پروژه‏ها پرورش می‏یافت و شراکت‌های خوبی نیز شکل گرفته و پایدار می‏شدند. مشابه این امر ایجاد شرکت مپنا در صنایع نیروگاهی بود که به کسب فنّاوری توربین گاز و بسیاری تجهیزات دیگر این صنعت و ورود فنّاوری‌های روز (با همکاری زیمنس و ...) منتج شد.

 

نقش سازمان‌های مردم‌نهاد دریایی مانند انجمن مهندسی دریایی ایران را در توسعه و پیشبرد اهداف دریایی و توسعه دریا محور چگونه ارزیابی می‌کنید؟

نکته اصلی در اینجاست که «توسعه بدون مردم و متخصصین قابلیت تحقق ندارد».

این امر را هم باید متولیان درک کنند و هم خود مردم. نقش انجمن‌های مردم‌نهاد می‏تواند پر کردن این فاصله باشد، یعنی پر کردن فاصله مردم و متولیان. برای این کار انجمن‌ها در درجه اول باید متخصص، مورد اطمینان و شفاف باشند تا هرگونه همکاری با ایشان خالی از شائبه باشد و در درجه دوم، انجمن‌ها باید مطالبه گر باشند تا افراد کوته‌بین نتوانند با ایجاد جزایر اختصاصی، جریان طبیعی گردش کارها را مختل نمایند.

از نظر بنده موتور اصلی توسعه مفهومی است به نام «مشارکت عمومی-خصوصی» که در ادبیات غربی توسعه از آن به Public Private Participation (ppp) یاد می‏شود. در این مدل دولت و متولیان امر چیزی نیستند جز «مجوز دهندگان» برای بهره‌برداری از منابع و توزیع اختیارات حاکمیت و به‌هیچ‌وجه نقش مجری را اجرا نمی‌کنند، حتی بسیاری سیاست‌گذاری‌ها نیز از عهده ایشان خارج است و مردم کارها را در کنار ایشان انجام می‏دهند.

به‌عنوان مثال برای ساختن یک جاده برای رفت‌وآمد به یک شهر، دولت مجوز گذر از زمین‌های ملی و مجوز تجارت در حاشیه جاده و مجوز اخذ عوارض را می‌دهد و مابقی کارها با مردم و شرکت‌های خصوصی خواهد بود و حتی ایشان هستند که تشخیص می‏دهند که ساخت این جاده اقتصادی هست یا خیر و تنها در برخی موارد استثنائی دولت مجاز به دادن امتیازات بیشتر یا پرداخت وجه به ایشان (وفق یک استراتژی کلان‏تر) است.

بنابراین درصورتی‌که انجمن‌ها بتوانند در این مسیر گام بردارند و شرایط را برای مشارکت‌های عمومی-خصوصی هموار کنند، وظیفه اصلی خود را انجام داده‌اند.

نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
شرکت سازنده